۱۳۸۸ اسفند ۱۵, شنبه

اهدای جایزه بهترین چهره پردازی در مراسم سینمایی دنیای تصویر، توسط علی کریمی (فوتبالیست) و شیلا خداداد


یازدهمين دوره جشن سينمايي تلويزيوني دنياي تصوير  در مركز همايش‌هاي برج ميلاد برگزار شد و مهدي‌ مهدوي‌كيا، حميد استيلي و علي كريمي از جمله اهالي فوتبال بودند كه به برخي از اهالي سينما تنديس حافظ دادند. براي جايزه بهترين چهره‌پردازي، علي كريمي بازيكن عضو استيل‌آذين و شيلا خداداد به روي صحنه رفتند و اين جايزه را "به خاطر باورپذيري و پرهيز از اغراق مرسوم در فيلم‌هاي جنگي " به مهري شيرازي براي "اتوبوس شب " اهدا كردند.
جايزه بهترين موسيقي متن فيلم را حميد استيلي و همايون ارشادي "به خاطر همسويي با فضا، قالب و نوع فيلم " به محمدرضا درويشي براي فيلم آتش سبز دادند.
قبل از اهداي جايزه يك عمر فعاليت هنري كليپي از آثار منتخب منوچهر اسماعيلي به نمايش درآمد و مهدي مهدوي‌كيا، امير كعبي، حسين هدايتي(مدير باشگاه استيل آذين) و چنگيز جليلوند به روي صحنه رفتند.
مهدوي‌كيا ضمن تشكر از برگزاركنندگان جشن اظهار اميدواري كرد كه اين گونه مراسم‌ها تداوم داشته باشد و هدايتي در سخناني گفت: به عنوان يك خدمت‌گذار در ورزش برگزاري اين جشن را براي هنرمندان تبريك مي‌گويم و اميدوارم هنرمندان و هنردوستان دست در دست هم كاري كنند تا شادي و نشاط در كشور افزايش يابد.

۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

اگر فرصت چهارشنبه سوری را از دست بدهیم، تا 3 ماه آینده مناسبت خاصی در پیش نداریم

از 22 بهمن به بعد، با وجود این که همگی از عدم برنامه ریزی و انسجام ناراضی بودیم، اما برای چهارشنبه سوری، غیر از قضیه تخم مرغ های رنگی و آتیش سبز و رها کردن قایق سبز در زاینده رود که این آخری رو جرس ارسال کرده، هیچ استراتژی مشخصی رو ندیدیم.
دوستان عزیز بالاترینی، اگه چهارشنبه سوری رو هم از دست بدیم، مناسبت بعدی 22 خرداد هست که شاید در اون تظاهراتی داشته باشیم و شاید هم نداشته باشیم! یعنی یکسالگی کودتا. 
درباره 12 فروردین هم با توجه به تعطیلات نوروزی و این که ملت در فکر دم کشیدن پلو و جا افتادن خورشت برای 13 بدر هستند، بعید هست که اتفاق خاصی رخ بده. 
ما که از روزهای مذهبی و سیاسی مثل 13 آبان، روز قدس، نماز جمعه هاشمی، 22 بهمن و ... نگذشتیم، چطور ممکنه از فرصت چهار شنبه سوری که یک روز ملی و باستانی هست بی تفاوت بگذریم؟ من معتقدم باید در این روز، صدای اعتراض ما به قدری باید بلند باشه که عید رو بر کودتاچی ها زهرمار کنیم.
مثلاً بچه محل های ما در یکی از محلات جنوب شرقی تهران که برای لو نرفتن نقشه اسمش رو نمیگم، قراره یک درس خوشگل و ناز به پایگاه بسیج محله بدهند. البته پایگاهی ها هر سال تعدادی از بچه هارو به جرم رقص چهارشنبه سوری بازداشت می کردند. اما امسال کور خوندن. فرق فوکوله

۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه

عکس یادگاری مزدور سینمای ایران با مزدور ماهواره ای

یکی از آن ور آب و یکی هم این ور آب، هر دو کمر خدمت به رژیم جمهوری اسلامی ایران بسته اند

خط اعتماد/ جانباز از تبریز: همیشه گفتم و ننوشتید، امروز که تعطیل شدید باز هم می گویم آقای خامنه ای، به زودی سرنگون خواهی شد

تلفن های روزنامه لحظه ای قطع نمی شدند. هنوز بعضی از اعضای تحریره هم مطلع نشده بودند که روزنامه توقیف شده اما با اشغال دائمی خطوط روزنامه روبرو شده بودیم. مردم در سایت های خبری مطلع شده و به همدیگر نیز خبر داده بودند که اعتماد توقیف شده.
جعفر گلابی مسئول خط اعتماد، از شدت ناراحتی بغض کرده بود. می گفت بعد از این همه سال، نمی دانم چطور می توانم تلفن هایی را یادداشت کنم که قرار نیست منتشر شود. هر بار یکی از ما گوشی را جواب می داد. نمی دانستیم ما باید به آن طرف خط روحیه بدهیم یا کسی باید باشد که به ما روحیه بدهد.
بچه ها یکی یکی از راه می رسیدند و بهت زده از این تصمیم دولت کودتا، به همدیگر دل داری می دادند. اما تماس های مردم واقعاً بی نظیر بود. 
احمد از شیراز، مجید از اصفهان، خانمی از مرند، خانواده شهید از ورامین، سیاوش از گوهردشت، سمیرا از تبریز، و صدها تلفن که در بین آن ها، حتی مسئولینی هم از روابط عمومی ها یا سایر بخش های ارگان و نهادهای مختلف بودند که ناراحتی خود را اعلام می کردند. 
اما مردم فوق العاده بودند. همگی خامنه ای و احمدی نژاد و دولت کودتا را مسئول مستقیم تعطیلی روزنامه اعتماد می دانستند.
اما جالب ترین تلفن، یک جانباز از تبریز بود. کسی که هر روز ساعت 2 تا 3 بعدازظهر به اعتماد زنگ می زد و به خامنه ای هشدار می داد. جانباز عزیزی که طی دو سال گذشته با برخی از بچه های روزنامه دوست شده. او هر دو پای خود را در راه ایران و انقلاب تقدیم کرده. اما امروز فقط یک خس و خاشاک است. او امروز از نگاه کودتاچی ها، یک مشت بزغاله و گوساله است.
جانباز عزیز ما بغض کرده بود. می گفت هیچ وقت حرف هایم را ننوشتید. به شما حق می دادم. پول تلفنی که هر ماه به خاطر تماس با شما می دادم از مستمری من بیشتر است. حرام مخابرات و سپاه باشد. اما حالا که تعطیل شده اید، از شما می خواهم که درد دل مرا روی قلب تان بنویسید و مطمئن باشید که این اتفاق خواهد افتاد. پا ندارم که آن روز به خیابان بیایم و جشن بگیرم. اما با همین چشم هایم آن روز را خواهم دید: آقای خامنه ای، به زودی سرنگون خواهی شد
خط اعتماد روزنامه ما مرد. اما خط اعتماد مردم به نظام، سال هاست که مرده

۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه

توقیف شدیم. اما خوشحالیم که الیاس حضرتی فهمید جنبش سبز بدون صراحت، محکوم به توقیف دائمی است

روزی که رامین به تحریریه اعتماد آمد را هیچ وقت فراموش نمی کنم. هیچ کدام از ما اعضای تحریریه فراموش نمی کنیم. وقتی الیاس حضرتی تصمیم گرفت عکس و خبر بازدید از رامین را به عنوان تیتر یک، روی جلد بگذارد، بسیاری مخالف بودیم. 16 آبان بود.

گفتیم، واضح است که اعتماد به زودی تعطیل خواهد شد. خون ما رنگین تر از اعتماد ملی نیست. نباید باج بدهیم. همان رویه معمول را ادامه بدهیم بهتر است. اما الیاس حضرتی پا توی یک کفش کرد که نه، اعتماد تحت هیچ شرایطی تعطیل شدنی نیست. 
به این ترتیب، عکس رامین و بازدید مزورانه اش از تحریریه رفت روی جلد.
یکی دو تا از بچه هایی که چند روز بعد رفتند زندان، به حضرتی معترض بودند که نکنید آقا، رامین همانی است که تخم لق هولوکاست را توی دهان احمدی نژاد شکسته. به او نمی شود اعتماد کرد. روزنامه ما را به زودی توقیف خواهد کرد. چه دلیلی دارد که عکس نحسش را روی جلد بگذاریم؟
حضرتی قبول نکرد. حضرتی سال هاست که حرف خودش را می زند. حفظ لوگوی اعتماد به هر قیمتی که شده، خواست و اراده او بوده. 
احمد غلامی و بهروز بهزادی هم از تصمیم حضرتی حمایت کردند.
این گونه بود که ما در این چهار ماه آخر، تعطیل نشده بودیم اما چیزی در همان ردیف بودیم. ما چنان بی اراده شده بودیم که حتی خبر زندانی شدن عبدالرضا تاجیک، کیوان مهرگان، مهسا حکمت و ... از همکاران تحریریه را هم نتوانستیم پوشش بدهیم. 
دوستان عزیزم، می دانید چرا امروز در عکس دسته جمعی مان خوشحال بودیم؟ می دانید چرا همگی  علامت جنبش سبز را به رخ دوربین کشیدیم؟ به این خاطر که چیزی را از دست نداده بودیم. روزنامه ما فقط عنوان اصلاح طلبی را به دوش می کشید اما محتوایش از تیغ سانسور، خونین و مالین شده بود.
ما امروز، هر چند که کمی دیر شده اما خوشحالیم از این که الیاس حضرتی و تفکراتی از جنس تحلیل های اعصاب خرد کن او، پذیرفته اند که صراحت با خشونت فرق دارد. جنبش سبز به صراحت بیشتری نیاز دارد. کاش ما سزاوارانه تر تعطیل می شدیم. نه این که هم از فرامین فاشیستی ارشاد تبعیت کنیم و هم تعطیل شویم.
دولت کودتا یک قدم هم ار خواسته های ضد بشری اش عقب نمی نشیند. ما چرا باید ار مطالبات انسانی مان کوتاه بیاییم؟


روزنامه های باقی مانده در حکومت ولایت وقیح: کیهان، وطن امروز، جمهوری اسلامی، ایران، اطلاعات، قدس، جوان و رسالت

ولی وقیح، حتی روزنامه اعتماد را هم تحمل نکرد. روزنامه ای که با سانسورهای بعد از انتخابات و کودتای 22 خرداد، به صورت نیمه جان منتشر می شد و خبرنگاران شاخصش در زندان هستند.
فارس نیوز نوشته:
سخنگوي كميسيون امنيت ملي مجلس با اشاره به پيگيري سوژه‌هاي بنگاه‌هاي خبري نظام سلطه توسط برخي رسانه‌هاي داخلي به گردانندگان اين رسانه‌ها توصيه كرد مراقب باشند در تور انحرافي رسانه‌اي غرب قرار نگيرند!
با توجه به تطیلی تمام روزنامه های اصلاح طلب، منظور کاظم جلالی احمق از روزنامه های خط سلطه، کدوم یک از این روزنامه ها هستن؟